شایلینشایلین، تا این لحظه: 16 سال و 9 روز سن داره

shaylin1

عشقولانه های مامانی و دخملی

سلام دختر نازنینم، عشق شیرینم دیشب من و شما وقتی رفتیم تو اتاق تا بخوابیم دخملی دستای کوچولو و مهربونشو میندازه دور گردن مامانی و محکم فشار میده و میگه: دخملی: مامانییییییی؟ مامانی: جونم عزیز دلم ماه قشنگم دخملی: مامانی تو منو دوس دالی؟ مامانی: وای عزیز دلم نمیدونی چقدر عاشقتم که دخملی: نه مامانی دوسم دالی؟ مامانی: آره عشقم دوست دارم دخملی: مامانی منم دوست دارم دخملی: مامانی؟ مامانی: جون دلم ماهم دخملی: چقدر دوسم دالی؟ مامانی: خیلییییییییی. اندازه همه کهکشانها دوست دارم. دخملی: مامانی کهبشان چیه؟ مامانی: خوب دخترم کهکشان تو آسمونه. خیلی بزرگه یعنی من شما رو خیلی دوس دارم دخمل...
16 مهر 1392

شایلین بزرگ می شود

سلام ملوسک شیرین من عزیز دلم چند وقتیه که ورد زبونت شده اینکه: من بزرگ شدم دیگه اصلا دیگه نمیذاری تو هیچ کاری کمکت کنم. وقتی لباستو میخوام عوض کنم میگی خودم میپوشم بعد شروع میکنی به در آوردن و پوشیدن لباسات و به سختی لباساتو میپوشی. وقتی میخوام بهت غذا بدم میگی خودم میخورم و بعد قاشق و چنگالو میگیری دستت و با اون دستای ناز و کوچولوت خودت غذاتو میخوری. وقتی میری دستشویی اول اینکه باید همه لباساتو در بیاری بعد بری دستشویی بعد هم موقع شستن که میشه میگی خودم میشورم. سر این قضیه خیلی با هم کلنجار میریم و آخر سر با جیغ و دادت خودتو میشوری و بعد من دوباره از اول میشورمت. همون پایین هم میشینی و من شیلنگو میگیرم دستاتو میشوری. همش میگی مامان ببی...
6 مهر 1392

شایلینم در نمایشگاه کودک و نوزاد

سلام دختر ملوسم هفته پیش قرار بود روز پنج شنبه شما رو ببریم نمایشگاه مادر و نوزاد و کودک، ولی من اصلا حواسم نبود نمایشگاه تا ساعت 6 هست. تازه ساعت 5 من و شما دو تایی راه افتادیم وقتی رسیدیم اونجا ساعت 5:30 بود. گفتن تا نیم ساعت دیگه تعطیل میشه بنابراین برگشتیم. آخه بابایی تهران نبود. فردا دیگه طرفای ظهر آماده شدیم و برات غذا و میوه هم برداشتم و دوباره دو تایی با هم رفتیم نمایشگاه.وقتی از طرف جنوب وارد سالن 38 شدیم اولین غرفه، غرفه مهد خودتون بود.خاله نسرین تا شما رو دید بغلت کرد و گذاشتت رو صندلی و شما هم با ذوق و خوشحالی شروع کردی به نقاشی کشیدن.یه کم اونجا موندیم و نقاشی شما که تموم شد رفتیم از غرفه های دیگه بازدید کردیم. ام...
2 مهر 1392

شایلین و تولد امام رضا(ع)

سلام ماه قشنگ من امید دلم سلام دیروز سالروز ولادت با سعادت امام رضا(ع) همون امام مهربونمون بود. امامی که در سالروز ولادتش در سال 1389 خداوند مهربان شما گل خوشبو رو به من هدیه داد. وقتی آقای دکتر طاهری روز زایمانمو مشخص کرد اصلا نمیدونستم که تو همچین مناسبتی قراره نازنین من به دنیا بیاد. دو هفته مونده به تاریخ مورد نظر وقتی داشتم تقویم رو نگاه میکردم متوجه شدم 27 مهر همون سال روز ولادت امام عزیزمون هست. حال عجیبی بهم دست داد سریع زنگئ زدم به دکتر طاهری گفتم دکتر شما میدونستید 27 مهر ولادت امام رضاست؟گفت نه چرا میپرسی؟گفتم آخه قراره شایلینمو اون روز به دنیا بیارم. گفت انتخاب تاریخ عمدی نبود. وقتی به دلیل سزارین یه هفته جلوتر قرار شد عمل...
27 شهريور 1392

شایلین یک شب با لباس عروس

سلام فرشته قشنگم محبوب نازنینم دیشب وقتی من تو آشپزخونه مشغول شستن ظرف بودم دیدم صدام میکنی اومدم دیدم وسط پذیرایی واستادی کنار بابایی و لباس سفید عروسی هم که موقع عروسی خاله پریناز خریده بودیم تو دستته. گفتی مامان میخوام اینو بپوشم گفتم مامانی این لباس فقط واسه عروسیه اگه تو خونه بپوشی خراب میشه حیفه. هر چی من گفتم شما بیشتر اصرار کردی و پاتو کردی تو یه کفش که الا و بلا باید بپوشم. باز هم طبق معمول من کوتاه اومدم و لباسو کردم تو تنت. بعد گفتم حالا که پوشیدی بذار یه عکس ازت بگیرم نذاشتی. بلافاصله هم گفتی مامانی بریم بخوابیم. با این لباس؟ بد جایی گیر کرده بودیم. هر چقدر من گفتم بابا گفت شین شین گفت قبول نکردی که نکردی.هر چی از پیراهنای د...
19 شهريور 1392

برای دخترم عشق جاودانه ام

تولد حضرت معصومه (س) و روز دختر رو به همه دختران پاک و آفتابی  این سرزمین تبریک گفته و از خداوند عزیز براشون سلامتی و خوشبختی رو آرزو می کنم. دختر نازنین و شیرین زبانم سلام دلم میخواهد تمام کلمات عاشقانه را کنار هم ردیف کنم و شعری زیبا برای تو بسرایم که جاودانه باشد اما افسوس که من سرودن نتوانم . دخترک زیبا و مهربانم از روزی که خداوند مهربان تو را به من داد انگار تمام عشقهای بی بدیل دنیا را برایم معنی کرد. آن لحظه ای که تو را در آغوش گرفتم و فشردمت به قلبم دنیا رنگی دیگر به خود گرفت و نور امید و دلخوشی در آسمان زندگیم تابیدن گرفت. شایلین عزیزم دختر قشنگم هر چقدر از عشق مادرانه ام برایت بنویسم نمیتوانم عمق احساسم را بیان ...
16 شهريور 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به shaylin1 می باشد